خانه / دلنوشته های من

دلنوشته های من

همسفر مهربان

light-at-the-road-hd-wa00llpaper-1

سخنان بس زیادی هست که در این دل پر سوز و گداز منتظر مانده تا قلم بر سیطره کاغذ بگسترد و خط به خط کاغذ را سیاه کند ولی آنچه قلم را از نوشتن تمامی آنها باز می دارد دستان ناتوانی است که انتظار می کشد تا توانگری دستان پر توانش را به سوی او دراز کند و گرمایی از …

بیشتر بخوانید »

بازگشت نورانی

url

سخن بس بسیار و توان گقتنش اندک ، زبان بس گویا و توان گفتنش اندک تر از آنکه بخواهد تنها حرفی از کلامی را بیان کند …. در تنهایی بی فردایی قدم می زدم که ناگاه سستی تمام وجودم را فرا گرفت و مرا وارد بر صحرایی نمود که جز چند خرابی و ویران شده ای از آبادی هایی که …

بیشتر بخوانید »

آقای مهربانم

imam_mehdi_by_a_star

آقای مهربانم و باز هم دل گرفته تر از آن است که بتوان چیزی نوشت و در این میان کسی را نمی یابم که غم دل را با اوبگویم و هیچکس نیست که بتواند احوالات نامعلوم مرا درک کند و من در جستجوی تو می آیم به آن افقی که مرا بخوانی و مرا فریاد بزنی… و بعد از آن …

بیشتر بخوانید »

امام مهربانی

1_7mzj87cphn32prqo5ok2

و چون می اندیشمت پنجره فولادینت را می یابم و دلم را که با مهری غریب و مبهم به پنجره ات گره خورده و ضریح زیبایت که رحمانیت در آن نهفته و چنان پیوند دارد که چون دست بر آن می نهم گرمای محبتت را حس می کنم و دستان پرتوان مهربانت را …. نویسنده : حجت الاسلام محمود تباشیر …

بیشتر بخوانید »

ناله های بقیع

10gissy

و چون از پشت شیشه جعبه جادو به بقیع نگریستم به وسعت غمهایت پی بردم و احساس نمودم که آن شب چگونه خاک بر صورت نورانی زهرا س می ریختی و دریافتم که غریبی! غریب تر از آنکه بتوان آن را احساس نمود… و مدینه این شهر پر رمز و راز ، شهری که نمی دانی چگونه صدای ناله خاموش …

بیشتر بخوانید »