خانه / احكام و مسائل شرعي / همه چيز درباره ريش تراشي

همه چيز درباره ريش تراشي

ریش تراشی (2)

سوال: آیا تراشیدن ریش برای مرد اشکالی دارد؟ لطفا  تاریخچه  و روایات مربوط به آن را بیان فرمایید؟

دانستنی های ریش و ریش تراشی
نویسنده : مهدی آقابابائی
ریش از منظر قرآن و روایات و سیره ی عملیه ی انبیاء و دلیل عقلی آن
 فصل اول : تراشیدن ریش از منظر قرآن

  سوال: آیا قرآن اشاره ای به حرمت ریش تراشیدن كرده است؟
جواب: آری. در چند آیه از قرآن می رساند كه تراشیدن ریش حرام است.
« و اذا ابتلی ابراهیم ربه بكلمات فاتمهن»(1)
در کتاب گرانسنگ و ارزشمند وسائل الشیعه از تفسیر علی بن ابراهیم قمی (ره) که در وثاقت و اعتبار او حرفی نیست در ذیل آیه ی شریفه از حضرت امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند:
وقتی خداوند حضرت ابراهیم علیه السلام را خوب مورد امتحان قرار داد به اینكه فرزندش اسماعیل را ذبح كند، حضرت ابراهیم علیه السلام پس از بیدار شدن تصمیم بر ذبح فرزند خویش گرفت و پروردگار هم به جهت پاداش حضرت ابراهیمعلیه السلام فرمود:
ما تو را امام بر مردم قرار دادیم و سپس «حنیفیت» یعنی پاكیزگی كه ده چیز پاك است را بر او نازل كرد، حضرت هم آنها را با خود آورد كه تاكنون نسخ نشده و تا روز قیامت هم نسخ نشده و تا روز قیامت هم نسخ نخواهد شد كه پنج چیز آن راجع به سر می باشد و عبارت است از:
1- گرفتن شارب (سبیل) 2- ریش گذاشتن 3- تراشیدن موی سر 4- مسواك كردن 5 – خلال نمودن.
و پنج چیز دیگر آن مربوط به بدن است كه عبارتند از:
1- تراشیدن موهای زائد بدن 2- ختنه كردن 3- ناخن گرفتن 4- غسل جنابت 5- طهارت با آب. (2)
تا اینجا معلوم شد که بنا به فرموده ی حضرت امام صادق علیه السلام یکی از احکام دهگانه ی آئین ابراهیمی ریش گذاشتن است که خداوند بر حضرت ابراهیم علیه السلام نازل فرموده است.
خداوند تبارک و تعالی در سوره نحل می فرماید:
اتبع مله ابراهیم حنیفا.(3)
ترجمه: (ای رسول ما از آئین حنیف و پاك حضرت ابراهیم علیه السلام تبعیت كن).
و معلوم شد یكی از احكام این آئین ابراهیمی گذاشتن ریش است.
حال آیا تنها پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مامور به پیروی از آئین ابراهیمی می باشند؟ خیر زیا خداوند در سوره آل عمران فرموده:
«قل صدق الله فاتبعوا مله ابراهیم حنیفاً»(4)
ای پیامبر به امت خود بگو، راست گفت خدا: از آئین پاک ابراهیم علیه السلام پیروی کنند.
« و ما اتئكم الرسول فخذوه و ما نهئكم عنه فانتهوا».
ترجمه: آنچه را پیغمبر برای شما آورده (از حكم) آنرا بگیرید و از آنچه شما را نهی فرموده است خودداری كنید).
و ما روایات زیادی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله داریم پیرامون نهی از تراشیدن نهی و امر نمودن به گذاشتن ریش.
«و لا تلقوا بایدیكم الی التهلكه».(5)
ترجمه: ( و خودتان را به دست خودتان به هلاكت نیندازید).
چون تراشیدن ریش دارای امراضی است لذا قرآن هم اشاره دارد كه نباید كسی خود را به هلاكت بیندازد، آنهم بدست خود و امراض آن را ما در مقاله قبل آوردیم
پس با توجه به پنج آیه ی فوق و فرمایش امام صادق (علیه السلام) روشن شد که بنا به آیات قرآن، هم پیامبر صلی الله علیه و آله و هم امت ایشان مامورند به ریش گذاشتن.
ممکن است (درباره ی آیه 95 سوره آل عمران) گفته شود «اتبعوا» صیغه ی امر است و دلالت بر مطلق مطلوبیت اعم از وجوب و استحباب دارد، لذا ممکن است این پیروی کردن واجب نباشد بلکه مستحب باشد.
در جواب عرض می شود درست است که صیغه ی امر دلالت بر اعم از وجوب و استحباب دارد، لکن در صورتی که قرینه ی حمل بر استحباب موجود نباشد، عقل حکم بر لزوم اطاعت از امر مولی می کند و در این آیه ی شریفه این چنین است.
باز ممکن است گفته شود قرینه بر استحباب موجود است و آن اینکه ریش گذاشتن در سیاق بعضی از مستحبات قرار گرفته پس به حکم وحدت سیاق باید حمل بر استحباب شود.
عرض می شود بله در سیاق بعضی از مستحبات قرار دارد لیکن در بین این ده چیز غسل جنابت هم وجود دارد که یکی از غسلهای واجب می باشد، به همین دلیل می توان گفت در اینجا قرینه حمل بر استحباب وجود ندارد و لذا هر کدام از اینده چیز به سبب صیغه ی اتبعوا عقلاً واجب خواهد بود مگر اینکه رخصتی از جانب شارع به ما رسیده باشد که در بعضی از اینها همچون مسواک زدن رخصت رسیده و در بعض دیگر مانند غسل جنابت و ریش تراشی رخصتی به ما نرسیده است.
نتیجه این که ریش گذاشتن به حکم عقل واجب می باشد.
فصل دوّم : سیره ی عملی انبیاء و اولیاء و دلیل عقلی بر لزوم ریش گذاشتن
سیره ی عملیه ی انبیاء و اولیاء دلیل بر ریش گذاشتن
وقتی انسان با دقت به تاریخ زندگی انبیاء و اولیاء نظر می کند در می یابد که از زمان حضرت آدم علیه السلام تا عصر حاضر از پیامبران ، اولیاء، صدیقین و صلحاء و هر کس که معتقد به دین بوده ، ریش تراش نبوده اند و آن را از منکرات می دانسته اند و احدی از علماء و رهبران دینی یعنی مراجع معظم تقلید شیعه بلکه علماء اهل تسنن و حتی علماء ادیان دیگر و بعضی از سلاطین و اطباء و دانشمندان خارجی مرتکب ریش تراشی نشده اند.
خوب اهتمام ورزیدن انبیاء و اولیاء و رهبران دینی در طول زمانها به ریش گذاشتن و نتراشیدن ریش حتی برای یک مرتبه کشف از این نمی کند که ریش گذاشتن مطلوب مولی بوده و حجتی است بر علیه کسانی که ریش می تراشند؟ حتماً جواب خواهید داد بلی.
دلیل عقلی بر لزوم ریش گذاشتن
یکی از دلائلی که بر لزوم ریش گذاشتن اقامه شده است دلیل عقلی است به این ترتیب که:
عقل سالم به هر انسانی حکم می کند که عبد و بنده ی مولا، کسی است که در تمام رفتار و کردار متوجه مولای خود بوده و در هیچ لحظه ای دمی بر خلاف رضای مولای خود بر ندارد که اگر برداشت دیگر بنده ی او نیست بلکه بنده ی همان است که در تحت سلطه ی او قرار دارد چرا که هر چه در بند آنی بنده ی آنی. و بر کسی پوشیده نیست که مولای حقیقی و آنکه، هر کس هر چه دارد از خدای تبارک وتعالی است و دیگران همه بنده ی او هستند و اقتضای بندگی این مولای عزیز، این است که هر چه او از ما خواسته به همان نحو مطلوبی که مورد رضایتش می باشد بجا آوریم تا بدین وسیله به وظیفه بندگی خویش عمل کرده باشیم.
ریش گذاشتن یکی از اموری است که نبابر حسب آنچه از منابع موجود بر می آید (کتاب، سنت، عقل و اجماع) مطلوب مولای حقیقی بوده و ترخیصی هم از او در تراشیدن آن به ما نرسیده، لذا بندگی اقتضاء می کند هر کس خود را بنده ی او می داند ریش خود را نتراشد تا به وظیفه ی بندگی خویش عمل کرده باشد که اگر خدای ناکرده تراشید از زمره ی بندگان او خارج شده و از دیدگاه عقل سلیم کاری ناپسند و قبیح مرتکب گشته و استحقاق عقاب هم دارد.
به امید اینکه در باقی مانده ی عمر خویش در زمره ی بندگان شایسته ی او قرار گرفته و نواهی او را ترک و دستوراتش را آن طور که مورد رضایت او می باشد عمل نمائیم. انشاء الله.

فصل سوم : احادیث درباره ی ریش و ریش تراشی
 دانستنی های ریش و ریش تراشی (2)

بخش اول : احادیث درباره ی ریش گذاشتن

حدیث اول : ریش گذاشتن دستور خداست
 

خسرو پرویز پادشاه ایران برای باذان (پادشاه یمن) نامه نوشت كه دو نفر از مردان دلیر خود را به مدینه بفرست تا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را به خدمت ما بیاورند، باذان دو نفر به نامهای (بانویه) و (خرخسك) را به مدینه حضور پیامبر فرستاد.
این دو نفر وارد مدینه شده و حضور پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدند بانویه به عرض رساند كه پادشاه ایران (كسری) برای پادشاه یمن (باذان) نامه نوشته و فرمان داده دو نفر از مردان خود را به سوی شما فرستد شما را به خدمتش ببرند، باذان هم ما را فرستاده تا با هم به حضور پادشاه ایران برویم، اگر این پیشنهاد را می پذیرید، من نامه ای برای سلطان ایران می نویسم و در آن نامه سفارش شما را می كنم كه اذیت و آزاری به شما نرساند. و الا خودتان می دانید كه كسری شما را كشته و بلاد شما را نیز ویران می كند، این دو نفر كه حضور پیامبر صلی الله علیه و آله رسیده بودند ریشهای خود را تراشیده و سبیل های خود را گذاشته بودند، حضرت از روی كراهت فرمودند: وای بر شما چه كسی شما را به این وضع امر كرده؟ گفتند: خدای ما كسری! پس حضرت فرمودند:
«امرنی ربی ان اعفی لحیتی و اقص شاربی»
خدایم به من دستور داده که ریش را بلند و شاربها را کوتاه سازم.(6)
شاهد روایت : ریش تراشیدن امری قبیح و مورد غضب پروردگار بوده که پیامبر از دیدن آنها کراهت داشته اند و کلامشان را با کلمه ی ویل که نام وادی جهنم است شروع کرده اند، همین دو امر کفایت می کند بر اینکه ریش تراشی جایز نیست و لذا اگر کسی از روی عمد مرتکب شود محروم از بهشت و مستحق عقاب الهی خواهد بود.

حدیث دوم : ریش زینت حضرت آدم علیه السلام و فرزندان ذكور اوست
 

عن النبی صلی الله علیه و آله : لَمَّا تَابَ اللَّهُ عَلَى آدَمَ علیه السلام أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْكَ وَ هُوَ یُقْرِئُكَ السَّلَامَ- وَ یَقُولُ یَا آدَمُ حَیَّاكَ اللَّهُ وَ بَیَّاكَ- قَالَ أَمَّا حَیَّاكَ اللَّهُ و بَیَّاكَ الله- قَالَ فَسَجَدَ آدَمُ علیه السلام فَرَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ یَا رَبِّ زِدْنِی جَمَالًا فَأَصْبَحَ وَ لَهُ لِحْیَةٌسَوْدَاءُ كَالْحُمَمِ فَضَرَبَ بِیَدِهِ إِلَیْهَا- فَقَالَ یَا رَبِّ مَا هَذِهِ؟ فَقَالَ هَذِهِ اللِّحْیَهُ زَیَّنْتُكَ بِهَا أَنْتَ وَ ذُكُورَ وُلْدِكَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَه.
ابن مسعود از نبی اكرم صلی الله علیه و آله روایت كرده: چون خداوند توبه حضرت آدم علیه السلام را قبول كرد، جبرئیل نزد او آمد و گفت: من فرستاده ی خدا به سوی تو هستم خدا به تو سلام می رساند بعد خود جبرئیل گفت: زنده بدارد تو را خدا و خندان سازد تو را خدا. پس حضرت آدم علیه السلام سجده كرد، سپس سر از سجده برداشت و رو به طرف آسمان گفت: پروردگارا جمال مرا زیاد كن، صبح كه شد ریش سیاهی در صورت او روئیده شده بود با دست آنها را گرفت و عرض كرد: پروردگارا این چیست؟ خطاب شد: این ریش است كه زینت دادم تو را و فرزندان پسر تو را به آن تا روز قیامت.(7)
از این حدیث استفاده می شود آنچه را که خالق هستی زینت دهنده ی و زیبنده مقام حضرت آدم علیه السلام و فرزندان ذکور او تا روز قیامت دانسته ریش است و بهه یمن جهت که ریش زینت مردان است و در زبان فارسی هم از آن به محاسن یاد می شود.

حدیث سوم : ریش نشانه مرد بودن و سبب عزت آقایان است
 

عن الصادق علیه السلام: … فاذا ادرک و کان ذکراً طلع الشعر فی وجهه فکان ذلک علامه الذکر و عز الرجل الذی یخرج به من حد الصبا و شبه النساء و ان کانت انثی یبقی وجهها نقیا من الشعر لتبقی لها البهجه و النظاره التی تحرک الرجال لما فیه دوام النسل و بقاؤه.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
زمانی كه انسان به حد بلوغ رسید، اگر مرد بود مو در صورت او روئیده می شود كه این موهم علامت مرد بودن و هم موجب عزت او خواهد بود.و بوسیله ی آن از مرحله ی كودكی و از شباهت داشتن به زنان خارج می شود و اگر زن بود در صورت او مو روئیده نمی شود تا اینكه زیبائی و طراوتی كه تحریك كننده ی مردان است به ازدواج و در سایه ی آن تولید نسل و بقاء انسان انجام می گیرد باقی بماند.
سپس حضرت فرمودند: اگر مو در صورت مردی روئیده نشود آیا در شكل كودكان و زنان نمی ماند. بعد فرمودند: دیگر وقار و شكوهی در او دیده نمی شود.(8)
در ادامه حدیث آمده است كه مفضل عرض كرد: من عده ای از مردها را دیده ام كه در سن پیری از صورتشان مو روئیده نمی شود. حضرت فرمودند: «این به خاطر اعمالی است كه در قبل از شماها سر زده است و خدا به بندگان خویش ظلم نمی كند».(9)
پس روئیدن مو در صورت مردان نشانه ی خروج از زمان طفولیت و شباهت نداشتن به زنان و سبب شکوه و وقار آنها خواهد بود.

حدیث چهارم : بر خلاف مشركین باشید.
 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده اند:
بر خلاف مشركین باشید سبیل ها را از ته كوتاه كنید و محاسن را بلند بگذارید.(10)

بخش دوم : احادیث در باب تراشیدن ریش
 

حدیث اول : ریش تراشیدن، تغییر فرمان خداست.
 

قال الله تبارک و تعالی : و قال لاتخذن من عبادک نصیباً مفروضاً و لاضلنهم و لامنینهم و لآمرنهم فلیبتکن آذان الانعام فلیغیرن خلق الله.(11)
خداوند تبارک و تعالی می فرماید: شیطان می گوید هر آینه فرا می گیرم از بندگان تو بهره ای که مقرر شده و هر آینه گمراه می کنم و آرزومند می سازم ایشان را و امر می کنم که بشکافند گوشهای چهارپایان را و تغییر دهند خلقت خدا را.
شاهد در قسمت آخر آیه است که شیطان می گوید: من امر می کنم که بندگان تو تغییر دهند خلقت تو را البته البته.
سئوال: تغییر در خلقت چیست که شیطان دستور به آن می دهد؟
جواب: از امام باقر و صادق علیهماالسلام در جد سوم تفسیر تبیان ص 334 رویات شده که مراد از تغییر، تغییر در فطرت توحید و تغییر در فرمان خداست. بنابر فرمایش این بزرگواران آیا ریش تراشیدن از موارد تغییر در فطرت توحید و فرمان خدا نیست؟ چرا. به دلیل اینکه انسانها فطرتاً محد و خداپرست و عامل به دستورات خدا خلق شده اند و بر همین اساس با تمام وجود به دستورات او عمل می کنند و هیچ گاه بر خلاف فرامین او عمل نخواهند کرد، حال کسی که بر اساس وسوسه های شیطانی ریش می تراشد در حقیقت بر خلاف فرمان پروردگار خود عمل می کند چرا که پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده اند: پروردگارم به من امر کرده که ریشم را بگذارم.

حدیث دوم : تراشیدن ریش از مصادیق مثله است.
 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده اند:
حلق اللحیه من المثله و من مثل فعلیه لعنه الله.
تراشیدن ریش از مثله(شکنجه و آزار جسم و روح) است و هر كه مثله كند بر او باد لعنت خداوند.(12)
مثله یعنی بریدن و قطع کردن گوش یا بینی یا لب و یا انگشتان و … که نبی اکرم صلی الله علیه و آله از آن نهی فرموده اند حتی در مورد سگ گزنده و در این روایت پیامبر صلی الله علیه و آله ریش تراشیدن را از مصادیق مثله کردن شمرده اند که این خود دلیل بر حرمت ریش تراشی دارد.

حدیث سوم : تراشیدن ریش سیره ی مجوسی هاست.
 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده اند:
حفوا الشوارب و اعفوا الحی و لا تتشبهوا المجوس.
همانا مجوسیها ریشهای خود را می زدند و سبیلها را نمی زنند، اما ما سبیلهای خود را می زنیم ولی ریشهای خود را نمی زنیم و این فطرت دین است و تغییر نمی كند. در روایتی دیگر آمده است كه سبیلهای خود را بزنید و ریشهای خود را نتراشید و خود را شبیه آتش پرستها قرار ندهید.(13)

حدیث چهارم : عمل قوم لوط
 

قوم لوط مردمی آلوده و ناپاك بودند كه خداوند سبحان در اثر عمل شنیع لواط آنها را نابود ساخت و یكی از اعمالی كه سبب نازل شدن عذاب بر آنها شد تراشیدن ریش بود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده اند:
ده عمل زشت و گناه باعث عذاب قوم لوط شد، یكی عمل لواط و آن حضرت بقیه اعمال آنها را شمرد تا اینكه فرمود: و تراشیدن ریش و بلند گذاشتن سبیل ها دو عمل و گناهی بود كه سبب از بین رفتن قوم لوط شد.(14)

حدیث پنجم : تراشیدن ریش همراه با مسخ شدن
 

حضرت علی علیه السلام فرمودند:
در زمان گذشته گروهی ریش تراشیدند و سبیلها را می تا بیدند حق تعالی ایشان را مسخ كرد.(15)
خوب به این حدیث توجه فرمائید ببینید كه مولا حضرت علی علیه السلام می فرماید: عده ای به خاطر اینكه ریش خود را تراشیدند مسخ شدند.
سئوال: ممکن است عده ای بپرسند مسخ در امت اسلام نخواهد بود و این حدیث نمی تواند دلیل حرمت باشد؟
مسخ در مقابل نسخ است که به معنای قطع علاقه یک روح از بدن و تعلق آن بر بدن انسان و یا حیوان دیگر است که به آن تناسخ هم گفته می شود. از نظر علمای اسلامی نسخ یا همان تناسخ باطل است و چنین چیزی امکان پذیر نیست. هر چند که بعضی از فلاسفه آن را پذیرفته اند.
ولی مسخ یعنی تبدیل شکل انسان به شکل حیوان ، مورد پذیرش اکثریت قریب به اتفاق دانشمندان اسلامی است و ظاهر آیات و روایات به آن دلالت دارد.
در قرآن آیاتی مربوط به مسخ است که عبارتند از: (یس/67، بقره/65، نساء/47، اعراف/163-167، مائده.60) .
این آیات به روشنی بر یک حقیقت دلالت دارند و آن اینکه گروهی از گنهکاران در میان امتهای پیشین به صورت بوزینه و خوک مسخ شده اند به این صورت که چهره و قیافه انسانی آن هاتغییر یافته و به شکل حیوان در آمده است. نوع دانشمندان اسلامی این حقیقت را به همین صورت پذیرفته اند و آن را یک معجزه الهی می دانند.
تغییر شکل ظاهری انسان به حیوان از لحاظ عقلی محال نیست و ما نمی توانیم به صرف استبعاد، از ظاهر روشن آیات قرآنی دست برداریم به خصوص اینکه ظواهر این آیات را روایتهای متعددی تقویت می کند.
از جمله این روایات روایات متعددی است که درباره اصحاب سبت وارد شده، بعضی از این روایات را مرحوم علامه مجلسی (ره) در کتاب شریف بحارالانوار ج 14 ص 50 به بعد آورده است.
و در روایتی آمده که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: از خوردن مسوخ منع شده تا مردم از آنها نفع نبرند و عقوبت را خفیف نشمارند.(16)
روایات در این زمینه زیاد است تا جایی که در پرسشی که از سید مرتضی شده ادعای تواتر این روایات را نموده است.(17)
گاهی گفته می شود که این کار با سیر کمالی انسان مخالف است و از لحاظ فلسفی انسان نمی تواند در سیر استکمالی خود به ناقص برسد و یا قهقرا کند، پاسخ این اشکال روشن است زیرا چون ماهیت انسان تغییر نمی یابد بلکه فرد مسخ شده با حفظ ماهیت انسانی خود فقط از لحاظ قیافه به شکل حیوان دیده می شود که نوعی عقوبت الهی است و اساساً تغییر چهره ی انسانی ربطی به مراحل استکمالی او ندارد و گرنه باید تغییر قیافه ی شاداب یک جوان به قیافه ی افسرده ی پیر که در طول زمان صورت می گیرد نیز محال باشد در حالی که چنین نیست و همواره جوانها پیر می شوند و قیافه های نامطلوبی به خود می گیرند.
مرحوم سید مرتضی علم الهدی ضمن تائید اینکه چنین تغییر قیافه ای محال نیست پرسشهایی را در این زمینه مطرح می کند. از جمله اینکه، چگونه تغییر قیافه انسان با شکل حیوان، مجازات محسوب می شود؟ در پاسخ می گوید: اگر این شکل در آغاز به همین صورت آفریده شده باشد، مجازات نیست ولی اگر یک انسان زنده ای که به زیباترین شکل ممکن آفریده شده تغییر شکل بدهد و به صورت حیوان در آید، این مجازات است زیرا که شخص از این تغییر دچار غم و غصه و تأسف می شود.(18)
یعنی آنها از وضع خود آگاهی داشتند و رنج می برند.(19)
مطلبی که باقی می ماند این است که آیا مجازات مسخ مخصوص امت های پیشین بوده و برای امت اسلامی چنین مجازاتی اعمال نخواهد شد و یا این یک کیفر عمومی است احتمال وقوع آن همواره موجود است؟
در بعضی از کتابها به ابن عباس نسبت داده شده که او گفته است این مجازات به امت های پیشین اختصاص داشت.(20)
و مرحوم علامه مجلسی (ره) گفته است تمام مجازات های امم گذشته در این امت هم وجود دارد منتهی به صورت معنوی است. و مسخ در این امت به معنای مردن قلب و روح انسانی و حرمان از علم و کمال است هر چند که به ظاهر صورت آدمی داشته باشد.(21)
ولی روایاتی وارد شده که در میان امت اسلامی هم امکان مسخ وجود دارد . در روایتی آمده که شخصی که با حضرت علی علیه السلام عناد می کرد و با نفرین او به صورت سگ در آمد.(22)
و در روایتی آمده که عمر بن سعد قاتل امام حسین علیه السلام پس از کشته شدن به صورت بوزینه ای در آمد که در گردنش زنجیر بود.(23)
و همچنین در روایتی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آمده است که در میان امت من نیز خسف و مسخ اتفاق می افتد.(24) و در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده که بنی امیه در حال مرگ مسخ می شدند و از جمله عبدالملک بن مروان به شکل قورباغه در آمد.(25)
و در روایتی هم آمده است که: هیچ یک از بنی امیه نمی میرند مگر آنکه به صورت چلپاسه (مارمولک) مسخ می گردند.
با این توضیحاتی که داده شد احتمال مسخ شدن وجود دارد .

حدیث ششم : دلیل حرمت ریش تراشی
 

روی عن حبابه الوالبیه انها قالت: رأیت امیرالمومنین علیه السلام فی شرطه الخمیس و معه دره یضرب بها بیاعی الجری و المار ماهی و المیر و الطافی و یقول لهم یا بیاعی مسوخ بنی اسرائیل و جند بنی مروان فقام الیه فرات بن احنف فقال له یاامیرالمومنین و ما جند بنی مروان؟ فقال علیه السلام: اقوام حلقوا اللحی و فتلوا الشوارب فمسخوا.
علامه محمد باقر مجلسی (رحمه الله) به نقل از مرحوم كلینی(رحمه الله) از حبابه الوالبیه روایت كرده كه می گوید: دیدم حضرت علی علیه السلام را در جلو لشكر با تازیانه ای فروشندگان ماهی جری و مار ماهی و ماهی زمیر و ماهی طافی(انواع ماهی های حرام گوشت) را می زدند و می فرمودند: ای فروشندگان مسوخ بنی اسرائیل و بنی مروان. پس فرات بن اخنف بلند شد و عرض كرد یا علی لشكر بنی مروان چه كسانی هستند؟ حضرت فرمودند: «اقوام حلقوا اللحی و فتلوا الشوارب فمسخوا». اقوامی بودند كه ریشهایشان را می تراشیدند و سبیلها را تاب می دادند و خدا هم ایشان را مسخ نمود. (در اثر این دو گناه مسخ شدند و به شكل حیوانات در آمدند).(26)

حدیث هفتم : تراشیدن ریش از كارهای بابیت است.
 

او در اقدس ص 42 می گوید: پوشیدن لباس ابریشم برای مردها حلال است و محدود شدن در لباس و ریش برداشته شود شما در پوشیدن هر نوع لباس و تراشیدن ریش آزادید.(27)

حدیث هشتم : ریش تراشی شبیه نمودن مرد است صورت خود را به صورت زن
 

عن الباقر علیه السلام انه قال: ان رسول الله صلی الله علیه و آله لعن المشتبهین عن الرجال بالنساء و لعن المشتبهات من النساء بالرجال.
از امام باقر علیه السلام روایت شده که رسول اکرم صلی الله علیه و آله لعنت کرده اند مردانی که خود را به شکل زنان و زنانی که خود را به شکل مردان در آورند.(28)
ستودن محاسن برای مردان
چنانچه زنان در پوشاندن صورت آرایش کرده و زینت یافته ی خویش وظایفی دارند برای مردان نیز سزاست که صورت خویش را از محاسن خالی نگذارند و در حقیقت سیمای مردان با وجود محاسن نشان تمایز آنان از زنان است.
امام صادق علیه السلام می فرمانید: ریش در صورت سبب عزت مرد است و به وسیله محاسن، مرد از بچه بودن خارج می شود و همچنین صورتش مثل صورت زنان نخواهد بود.(29)
از امام رضا علیه السلام سئوال شد چه امتیاز و ارزشی در ریش است که مردان دارند ولی زنان ندارند؟
امام فرمود:
زین الله الرجال باللحی و جعلها فضلاً یستدل بها علی الرجال من النساء.
خداوند مردان را بوسیله ی محاسن زینت داده است و فضیلتی برای مردان است و بوسیله ریش مردان از زنان شناخته می شوند.(30)
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: لیس منا من سلق و خرق لا حلق.
مسلمان واقعی نیست کسی که با بی شرمی سخن گوید و مال خود را تبذیر کند و محاسن خود را بتراشد.(31)
از امام رضا علیه السلام سئوال شد:آیا برای مرد جایز است ریش خود را بتراشد؟
حضرت فرمود: دو طرف صورت (گونه ها) و زیر گردن اشکال ندارد، اما بقیه صورت جایز نیست.(32)
باید توجه داشت که آنچه در اسلام نکوهیده و حرام می باشد تقلید مسلمانان در فرهنگ و آداب و رسوم از بیگانگان است و اینکه حرکاتی با لباس و … از خود نشان دهند که در جامعه انگشت نما شوند. زیرا وقتی مسلمانی که اطلاع چندانی ازد ین خود ندارد در نام گذاری فرزند، خیابان، پوشیدن لباس و چهره، غذا خوردن و شکل ساختمان و … به کفار اقتداء کنند، به تدریج فرهنگ و هویت خود را فراموش می کنند و متاسفانه چه بسا افرادی بوده اند که در اثر بی اطلاعی از اسلام ابتدا در مسائل جزیی از بیگانگان تقلید کرده اند و این کار به مرور زمان بر وسعت خود افزوده تا جایی که به طور کلی اصلت خود را از دست داده اند بر همین اساس است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و ا ئمه اطهار  به شدت شبیه شدن به بیگانگان را منع فرموده اند و یکی از علل آنکه ریش تراشی در اسلام گناه بزرگی محسوب شده است برای آن است که شخصی که مرتکب این عمل شود علاوه بر ضرر جسمی که این عمل دارد خود را شبیه بیگانگان و کفار نموده است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده اند:
« لیس منا من تشبه بغیرنا»
کسی که خود را شبیه به غیر مسلمانان در آورد از ما نیست.(33)
« من تشبه بقوم فهو منهم»
هر کس خود را شبیه گروهی کند ، از آنها محسوب می شود.(34)
«لیس منا عن عمل بسنه غیرها»
مسلمان واقعی نیست کسی که به دستور (آداب و رسوم بیگانه) عمل نماید.(35)

بخش سوم : شانه كردن ریشها و چهارده منفعت آن
 

مخفی نماند كسی كه ریش خود را می تراشد(به هر نحوی كه باشد با تیغ یا ماشین) از این منافع بی بهره است و از بسیاری از فوائد و بركات شانه كردن ریش به دور است. و شانه كردن ریش دارای چهارده منفعت است كه از روایات و احادیث اهل بیت  بدست آمده است.
14 فائده شانه كردن ریش
1- مو را نیكو می كند 2- حاجت را بر می آورد 3- در(نیروی) صلب او می افزاید 4- بلغم را دفع می كند 5- دندان را محكم می كند 6- حافظه را زیاد می كند 7- شانه كردن ریش پی هر وضو فقر را بر طرف می كند 8- درد را از جسد بیرون می كند 9- كرم را از بینی دور می كند 10و11- گوشت و لثه بین دندان و لثه را پاك می كند 12- هر كس ریش خود را 70 بار شانه كند یكبار یكبار، شیطان چهل روز نزدیك او نیاید 13- زرداب را خاموش می كند 14- با شانه ی عاج (استخوان فیل) شانه كردن ، مو را در سر می رویاند.(36)
در روایات اسلامی آمده است که یکی از شیوه های درمان وسواس شانه کردن محاسن می باشد.(37)
ریش ها را نشسته شانه كنید.
1- امام صادق علیه السلام فرمودند:
هر كس ایستاده محاسنش را شانه كند قرض او را فرا می گیرد.(38)
2- امام صادق علیه السلام فرمودند:
در حمام محاسنت و موهایت را شانه نكن كه مو را سست می كند.(39)
3- حضرت علی علیه السلام می فرماید:
شانه كردن ایستاده فقر می آورد.(40)
4- حضرت امام كاظم علیه السلام می فرماید:
شانه كردن ریش در حال ایستاده دل را ضعیف و در حال نشسته دل را قوی می كند.(41)
كمتر از حد عرفی نبودن
ریش باید كمتر از حد عرفی نباشد یعنی اینكه در عرف بگویند: فلانی ریش دارد و این معنا وقتی تحقق پیدا می كند كه موی صورت به اندازه ای بلند باشد كه بتوان با سر انگشتان آنها را گرفت.
دعای وقت شانه كردن
اللهم صل علی محمد و آل محمد و البسنی جمالا فی خلقك و زینه فی عبادك و حسن شعرتی و بصری و لا تبتلینی بالنفاق و ارزقنی المهابه بین بریتك و الرحمه من عبادك یا ارحم الراحمین.(42)
خدایا درود فرست بر محمد و اهل بیت محمد ، و عطا کن مرا صورتی نیکو در بین خلق خودت و زیبایی در بین بندگانت و نیکو کن موی مرا و چشم مرا و مبتلا مکن مرا به دورویی و عنایت کن که من فروتنی بین آفریدگان خودت و مهربانی را نسبت به بندگانت ای مهربانترین مهربانان.
منابع و مآخذ :
1- قرآن كریم
2- بحار الانوار/ علامه محمد باقر مجلسی (ره)/ انتشارات دارلکتب الاسلامیه/ 110 جلدی
3- وسئل الشیعه/ شیخ محمد بن الحسن حر العاملی/ داراحیاء التراث العربی بیروت/ چاپ پنجم/1403ه.ق/1983م.
4- مستدرک الوسائل/ محدث نوری/ موسسه آل البیت. چاپ بیروت/ 1410ه.ق.
5- تفسیر كوثر/یعقوب جعفری/انتشارات هجرت/ چاپ اول/ بهار 1376ه.ش.
6- میزان الحكمه/ محمد محمدی ری شهری/ انتشارات دارالحدیث/ چاپ سوم/ 1381ه.ش.
7- مكارم الاخلاق/شیخ طبرسی/ انی نصر الحسن بن فضل/موسسه نشر اسلام ی/چاپ دوم/1416ه.ق.
8- حلیه المتقین/علامه محمد باقر مجلسی(ره)/انتشارات نسیم حیات/چاپ اول/1380 ه.ش.
9- منتهی الآمال/ شیخ عباس قمی/ انتشارات هجرت/ چاپ یازدهم.
10- كمال الدین/ شیخ صدوق، ابن بابویه، محمد بن علی/ انتشارات مسجدمقدس جمکران/چاپ دوم/ بهار 1382ه.ش.
11- اصول كافی/ابی جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی الرازی/چاپ چهارم/ 140ه.ق/ انتشارات دارصعب و دارالتعارف بیروت.
12- توحید مفضل/علامه مجلسی/ انتشارات هجرت/ مترجم: نجفعلی میرزایی/ چاپ ششم.
13- بهترین ارمغان/ سید محمد تقی مقدم/ انتشارات مقدم/چاپ بیست و سوم/ 1377.
14- کامل فی التاریخ/ ابن اثیر/داربیروت 1385ه.ق.
15- فرازهایی از تاریخ اسلام/ آیت الله العظمی سبحانی/ نشر مشعر/ چاپ یازدهم زمستان 1387.
16- علل الشرایع/ شیخ صدوق/مترجم: محمد جواد ذهنی تهرانی/انتشارات مومنین.
17- صحیح مسلم/ ابی الحسین مسلم نیشابوری/دارالفکرللطباعه و النشر و التوضیح/مصر/1401ه.ق.
18- سفینه البحار/ شیخ عباس قمی/ کانون انتشارات عابدی/بی تا.
19- رسائل الشریف المرتضی/ سید مرتضی.
20- بابی گری و بهایی گری/ محمد محمدی اشتهاردی.
21- بهشت جوانان/ اسدالله محمدی نیا/ انتشارات سبط اکبر علیه السلام / چاپ شانزدهم/ 382.
22- نهج الفصاحه / ابوالقاسم پاینده.
23- سنن ابی داوود/ ابی داوود.
24- کنزالعمال/ علاءالدین متقی هندی/ موسسه الرساله/ بیروت 1399 ه.ق.
25- وسوسه و وسواس در اسلام / محمود اردکانی بهبهانی/ انتشارات مجمع ذخائر اسلامی/چاپ دوم/1379ه.ش.

پی نوشت ها :
 

1 – بقره/124
2 – وسائل الشیعه/ ج 1/ ص 423.
3 – نحل /123.
4 – آل عمران/95.
5 – بقره/ 195
6- کامل ابن اثیر/ ج2/ ص 106، فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام/آیت الله سبحانی/ ص 386.
7 – بحار الانوار/ ج 73/ ص 110/ ح8، علل الشرایع/ ج2/ ص 380.
8 – بحار الانوار/ ج 3/ ص 62، و توحید مفضل/ صص 48 و 49 ، منتهی الآمال/ ج 2/ ص 75.
9- انفال/ 51.
10 – میزان الحكمه/ ج 11/ص5305 / ح 18142 ، صحیح مسلم/ ج1/ ص221/ باب 16.
11- نساء/7.
12 – منتهی الآمال/ ج2/ ص72، مستدرک الوسائل/ ج1/ص 59 چاپ قدیم و ج1/ ص 406 چاپ جدید، سفینه البحار/ ج2/ ص 508 و جعفریات
13 – بحار الانوار/ ج73/ صص 111-112.
14 – مستدرك الوسائل/ ج1/ ص 407.
15- حلیه المتقین/ ص 187 و بهترین ارمغان/ ص 101.
16 – کافی/ ج6/ص242.
17 – رسائل الشریف المرتضی/ ج1/ ص 352.
18 – رسائل الشریف المرتضی/ ج1 / ص 353.
19 – تفسیر کوثر/ ج1/ صص 250-251.
20 – بحارالانوار/ ج 6 / ص 306.
21 – بحارالانوار/ ج 24/ ص 104.
22 – بحارالانوار/ ج23/ ص 385، و ج 41/ ص 208.
23 – رسائل الشریف المرتضی/ ج1 / ص 351.
24 – بحارالانوار/ ج22 /ص 452.
25 – کافی/ ج 8 /ص 232، تفسیر کوثر/ ج1/ صص 252-250 ذیل آیات 66-65 سوره بقره.
26 – بحار الانوار/ ج73/ص112/ ح 11 و اصول كافی/ ج 2/ص 252/ ح 3، الکافی/ ج1/ ص 346و کمال الدین و تمام النعمه/ ج2/ ص 536
27 – بابی گری و بهائی گری ص 194
28 – بحار الانوار/ ج 100/ ص 256/ ح1.
29 – بهشت جوانان/ ص 403.
30 – سفینه البحار/ ج2/ ص 508.
31 – مستدرک الوسائل/ ج12/ ص 406، سفینه البحار/ ج2/ ص 508.
32- وسائل الشیعه/ ج1/ ص420، بحار/ ج 76/ ص 113.
33 – نهج الفصاحه/ ص 509.
34- سنن ابی داوود/ ج4 /ص 44.
35- کنزالعمال/ ج1/ ص 219/ ح 1097.
36 – مکارم الاخلاق/ ص77 و بهترین ارمغان/ ص 102.
37 – وسوسه در اسلام/ ص 182، محمود اردکانی بهبهانی.
38 – بهترین ارمغان/ ص 102.
39 – بهترین ارمغان/ ص 102.
40 – همان/ ص 102.
41 – بحار الانوار/ج 73/ ص 115/ ح16.
42 – بجار الانوار/ ج 73/ ص 116/ ح17.
 

حتما ببینید

23659

نماز و روزه استیجاری

مختصری در احکام نماز و روزه استیجاری مسأله ١٥٣٣ بعد از مرگ انسان مى‏شود براى …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*